محمد مهريار

412

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

ديهى است در دهستان كراج ( كرارج ) و سخت به اصفهان نزديك و ديهى بزرگ به حساب مىآيد . جمعيت آن را 500 نفر در سال 1345 برآورد كرده‌اند « 1 » و اما رادان ديهى است باز هم كم‌وبيش بزرگ و به همان اندازه در دهستان قهاب اصفهان كه جمعيت آن را در آن سال 463 نفر به‌شمار آورده‌اند . « 2 » دربارهء قهاب و كيفيات معيشت مردم و ساختمان ديه‌ها و وضع آبيارى و محصول آن دهستان به تفاريق گفت‌وگو كرده‌ايم و دربارهء واژهء قهاب نيز به موقع سخن خواهيم گفت و همچنين در مورد نام كراج . اما با اينكه در اين عنوان هدف ما گفت‌وگو دربارهء نام اين دو ديه است . اجمالا به اين نكته اشاره مىكنيم كه اين هر دو محل به حكم قدمت اصفهان از يك‌سو و از سوى ديگر وجود نامهاى فارسى و كهن فاخرى كه در اين نواحى وجود دارد همه و همه بر قدمت اين نواحى شهادت مىدهند . امروز به حكم اينكه دو دهستان كراج و قهاب سخت به اصفهان نزديك است و هر دو بر سوى خاور شهر اصفهان ، شهرگرايى دارد مردم اين نواحى را فرامىگيرد و از تمدن و صورت كهن خود فرو مىاندازد . چيت به جاى كرباس ، چادرنماز چيت به جاى چادرشب ، « ارسى و پوتين » ( هر دو فرنگى ) به جاى گيوه رواج دارد . وقتى از اين دو ديه عبور كنيم مردان را با لباس نيمه‌غربى و زنان را در جامه‌هاى چيت و چلوار مىبينى كه از كوچه‌هاى پر خاك و گل عبور مىكنند . يكى دو ساختمان آجرى و مدرسه‌اى و حمامى و همين و همين و بقيه ، خانه‌هاى گلى ، كثيف ( كه دارد نو مىشود ) ؛ همان است كه اين ديه‌ها را به‌وجود مىآورد . از روزگاران كهن در آنجا چيزى نمىيابى جز همين دو نام كه ما هم با توضيح آن ، دامن گفت‌وگو را فراهم مىچينيم . واژه‌شناسى : اما دربارهء اين دو نام بايد توجه داشت كه « راد » و « رد » هر دو به يك معنا و در واقع يك واژه هستند . « رد » در حقيقت به صورت مخفف « راد » است و به معناى بزرگ و نجيب و نيك‌رفتار مىباشد . حقيقت آنكه راد به همين معنا در زبان فارسى حتى به معناى آزاده و شريف زياد استعمال شده و حاجت به آوردن مثالهاى متعدد نيست . واژهء « رد » در آيين بهدينى ( زردشتى ) سمت خاص روحانى است كه به كسى داده مىشود كه مواظب

--> ( 1 ) - در سال 1375 جمعيت ردان به 1050 نفر رسيده است . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 37 و 38 .